یه مکعب مستطلی کادو پیچ شده چی میتونه باشه ؟ ... کاغذ نقره اي رنگ رو باز میکنم و جعبه خاتم کاري کوچک و زیبا رو کف دستم میگیرم ...
یه مکعب مستطلی کادو پیچ شده چی میتونه باشه ؟ ... کاغذ نقره اي رنگ رو باز میکنم و جعبه خاتم کاري کوچک و زیبا رو کف دستم میگیرم ...
براي چند دقیقه به طرح مینیاتورهی روي درش خیره میشم ؛نقش زن ایرانی و اصیلی که روي اسب میتازه و چوب بازی چوگان توي دست راستش نشسته و افسار اسبش توي دست چپش !
تو ي ذهنم کلمه زن ایرانی چندین بار تکرار میشه ... زن ایرانی ! ...
زن ایرانی بودن الان خوبه یا تو دوره شاهزاده هاي هخامنشی؟
به صورت خندان و چشم های بي پرواي زن ایرانی پوزخند می زنم ...
من هیچ وقت سواري نکردم ...
سواري که هیچی ... .. من حتی وقت کلاسهاي تابستانه ایروبیک رو هم نداشتم ... همه زندگی من خلاصه میشه توي رفت و آمد های مسیر تکراری بین مدرسه و
خونه پدری !
من تمام عمرم رو با به دوش کشیدن مسئولیتهاي سنگینم سپري کردم... .
برچسب:
نویسنده: متین فدایی